محبت یار
یار مرا غار مرا عشق جگر خوار مرا
یکشنبه هجدهم اسفند 1387
عشق من
هر کس به طریقی دل ما میشکند بیگانه جدا دوست جدا میشکنداگر بیگانه میشکند مشکلی نیست ولی از دوست بپرس که چرا میشکند


نوشته شده توسط احساس پاك
در 9:29 بعد از ظهر | لینک ثابت
•
یکشنبه هجدهم اسفند 1387
فقط برای تو مینویسم

نوشته شده توسط احساس پاك
در 9:28 بعد از ظهر | لینک ثابت
•
یکشنبه هجدهم اسفند 1387
تقديم به همراه هميشگي زندگيم
نوشته شده توسط احساس پاك
در 9:27 بعد از ظهر | لینک ثابت
•
یکشنبه هجدهم اسفند 1387
مرا درياب كه ديوانه وار دوستت دارم
از پشت شيشه هاي بزرگ دلتنگي گريه ميكنم و آرزو ميكنم كه كاش
براي يك لحظه فقط يك لحظه آغوش گرمت را احساس كنم ، ميخواهم
سر روي شانه هاي مهربانت بگذارم تا ديگر از گريه كم نشوم . تو مرا 
به ديار محبتها بردي و صادقانه دوستم داشتي پس بيا و باز در اين راه 
تلاش كن اگر طاقت اشكهايم را نداري . در راه عشقي پاك تر و صادقانه تر،
زيرا كه من و تو ما شده ايم پس نگذار زمانه بيرحم دلهايي را كه از هم 
جدا نشدني است را به درد آورد دلم را به تو دادم و كليدش را به سوي 
آسم
خوشبختي ها روانه كردم چه شبها كه تا سحر به يادت با 
گونه هاي خيس از دلتنگي ها به سر بردم چه روزها با خاطراتت نفس
كشيدم پس تو اي سخاوت آسماني من ...
مرا درياب كه ديوانه وار دوستت دارم
نوشته شده توسط احساس پاك
در 9:24 بعد از ظهر | لینک ثابت
•
یکشنبه هجدهم اسفند 1387
رفتی و داغ رفتنت بدلم مانده هنوز

نوشته شده توسط احساس پاك
در 9:15 بعد از ظهر | لینک ثابت
•



