دوشنبه سیزدهم آبان 1387
فقط برای تو مینویسم
عشق را در چشمانم میخواندی
اما هیچگاه آن را نمی دیدی
تا آن هنگام ........... آن هنگام که
چشمانت را بستی و من برای اولین بار
بوسیدمت
آري بوسيدم و همان بوسه اينگونه مرا به تو پايبند کرد
و دلم را به گوشه دلت گره بست
پس از آن بوسه نمي دانم چه شد
آری .......... آری
پس از آن دیگر بی اختیار ميگريستم و
به بوسه هايت فکر مي کردم
و به نگاهت که مرا يک دل نه صد دل عاشقت کرد
الان که دارم مي نويسم گرماي لباتو روي لبام احساس مي کنم
تو کجايي و از حالم چگونه خبر داري که مثال مرغي بال بال زنان به دنبالت
مي گردم و هر کجا که اسم تو بياد خودمو حاضر مي کنم ...دست خودم
نيست .....
یکشنبه دوازدهم آبان 1387
ببین از برات نو شتم

یکشنبه دوازدهم آبان 1387
تموم دنیامی
دوباره دلم واسه قربت چشمات تنگه
دوباره اين دل ديونه واست دل تنگه
وقت از تو خوندن ستاره ترانه هام
اسم تو برای من قشنگترين آهنگه
بی تو يک پرنده اسير بی پروازم
با تو اما می رسم به قله آوازم
اگه تا آخر اين ترانه با من باشی
واسه تو سقفی از آهن با صدام می سازم
با يک چشمک دوباره من و زنده کن ستاره
نذار از نفس بيافتم تويی تنها راه چاره
آی ستاره آی ستاره بی تو شب نوری نداره
اين ترانه تا هميشه تو رو ياد من مياره
تويی که عشقم از نگاه من می خونی
تويی که تو تپش ترانه هام پنهونی
تويی که هم نفس هميشه آوازی
تويی که آخر قصه من مي دونی
اگه کوچه صدام يه کوچه باريکه
اگه خونم بی چراغه چشم تو تاريکه
می دونم آخر قصه مي رسه به داد من
لحظه يکی شدن تو آينه ها نزديک
با يک چشمک دوباره من و زنده کن ستاره
نذار از نفس بيافتم تويی تنها راه چاره

