دوشنبه بیست و نهم مهر 1387
هرگزنخوانیم دفتری که در آن باد نمیوزد

دوشنبه بیست و نهم مهر 1387
کاش...
کاش در دنیا سه چیز وجود نداشت : غرور ، عشق ، دروغ
اونوقت کسی از روی غرور برای عشق دروغ نمی گفت .
کاش در دنیا سه چیز وجود نداشت : غرور ، عشق ، دروغ
اونوقت کسی از روی غرور برای عشق دروغ نمی گفت .
کاش در دنیا سه چیز وجود نداشت : غرور ، عشق ، دروغ
اونوقت کسی از روی غرور برای عشق دروغ نمی گفت .
پنجشنبه هجدهم مهر 1387
آشتی
پنجشنبه هجدهم مهر 1387
سرنوشت
سرنوشت ننوشت،
اگر نوشت،بد نوشت،
اما باور كن:
سرنوشت را نمي توان از سرنوشت
ای کاش آسمان حرف کویر را می فهمید
و اشک خود را نثار گونه های خشک او می کرد
کاش دلها آنقدر خالص بودند که دعاها
قبل از پایین آوردن دستها ُمستجاب می شد
و ای کاش ....و هزاران ای کاش دیگر
یکشنبه هفتم مهر 1387
تو را اینگونه میبینم
اسم این دزدی نیست؟
وقتی دریا رو میشه تو چشم مواج تو از
فاصله ها دیدو بصید دل نشست
وقتی ماهو میشه از تو آسمون گرفت و رفت
اسم این دزدی نیست؟
وقتی از دیدن اندام تو بوی یاسو از توی هوا
میشه بلعید و دوباره جون گرفت
اسم این دزدی نیست؟
وقتی احساستو باشعر فروغ تاق میزنی
آدمو تو انتخاب گیج میکنی
اسم این دزدی نیست؟
اما تا میخوام یه عکس از تو بذارم تو جیبم
که همش نگاش کنم
اسم این دزدی میشه ؟
انصاف هم خوب چیزیه.
یکشنبه هفتم مهر 1387
چه کسی...
چه کسی خواهد دید مردنم را بی تو؟؟؟؟
گاه می اندیشم خبر مرگ مرا چه کسی با تو می گوید؟؟؟؟
آن زمان که خبر مرگ مرا میشنوی روی خندان تورا کاشکی می دیدم
شانه بالا زدنت را بی قید و تکان دادن دستت که مهم نیست زیاد
و تکان دادن سر را که عجب...
عاقبت مرد!!!!
"چه کسی باور کرد جنگل جان مرا آتش عشق تو خاکستر کرد.....؟؟؟؟؟"


