سه شنبه نهم بهمن 1386
سكوت

![]()
![]()
![]()

.
كاش مي شد بوسه بارانت كنم جان عاشق را به قربانت كنم اي كه دورازمن در قلب مني با بفا باش كه دنياي مني تقديم به چشمي كه اشكش منم. تقديم به اشكي كه غمش منم.تقديم به شمعي كه پروانهاش منم.تقديم به گلزاري كهگلش تويى .... كاش مي ديدم ان چيست؟انچه از چشم تو تا وجودم جاريست دوستت دارم
۱
نگاهم ياد باران كرده امشب مرا سردر گريبان كرده امشب غم وفرياد ازاين وان نيست دلم يادردلدار كرده امشب يادمان باشد امروز خطايي نكنيم گر چه درخود شكستيم صدايي نكنيم پرپروانه شكستن هنر انسان نيست گر شكستم ز غفلت من ومايي نكنيم يادمان باشداگر شاخه گلي را چيديم وقت پرپر شدنش سازونوايي نكنيم يادمان باشد اگرخاطرمان تنها ماندطلب عشق زهر بي سر پايي نكنيم دوست دارم حتي بيشتر ازخدت 
چند چیزراغنیمت دان پیروزی راپس ازشکست عشق راپس از تنفر شادی راپس از غم وصلح راپس ازج
.
باتمام وجودم
دوستت دارم

نگاهت را از من نگیر
که باانهاعالمی دارم

تابه حال از خود پرسیدید چرا
چرا من؟
چرا زندگی؟
چرا نامردی؟
چرا شکستن؟
چرا بازی کردن بادلی که مثل شیشه است؟
هزاران چرای دیگر یک لحظه به خودتون زندگیتون اینداتون
فکر کنید چرا ؟
به نظر من چرا هارو ما خودمون ایجاد می کنیم

سه شنبه نهم بهمن 1386
5645
كاش مي شد بوسه بارانت كنم
جان عاشق را به قربانت كنم
اي كه دورازمن در قلب مني
با بفا باش كه دنياي مني

تقديم به چشمي كه اشكش منم. تقديم به اشكي كه
غمش منم.تقديم به شمعي كه پروانهاش منم.تقديم به
گلزاري كهگلش تويى ....
كاش مي ديدم ان چيست؟انچه از چشم تو تا وجودم
جاريست دوستت دارم



