تبليغاتX
محبت یار

چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386

رفتم زیارت خانه خدا

نوشته شده توسط احساس پاك در 3:16 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386

بیتو

بی تو On line شبی باز از آن Room گذشتم همه تن چشم شدم . دنبال ID ی تو گشتم شوق ديدار تو لبريز شد از Case وجودم شدم آن User ديوانه که بودم وسط صفحه Room , Desktop ياد تو درخشيد Ding صد پنجره پيچيد شکلکی زرد بخنديد يادم آمد که شبی با هم از آن Chat بگذشتيم Room گشوديم و در آن PM دلخواسته گشتيم لحظه ای بی خط و پيغام نشستيم تو و Yahoo و Ding و دنگ همه دلداده به يک Talk بد آهنگ Windows و Hard و Mother Board آريا دست برآورده به Keyboard تو همه راز جهان ريخته در طرز سلامت من بدنبال معنای کلامت يادم آمد که به من گفتی از اين عشق حذر کن لحظه ای چند بر اين Room نظر کن Chat آئينه عشق گذران است تو که امروز نگاهت به Email ی نگران است باش فردا که PM ات با دگران است تا فراموش کنی چندی از اين Log Out , Room کن باز گفتم حذر از Chat ندانم ترک Chat کردن هرگز نتوانم نتوانم روز اول که Email ام به تمنای تو پر زد مثل Spam تو Inbox تو نشستم تو Delet کردی ولی من نرميدم نه گسستم باز گفتم که تو يک Hacker و من User مستم تا به دام تو درافتم Room ها رو گشتم و گشتم تو مرا Hack بنمودی . نرميدم . نگسستم .......... Room ی از پايه فرو ريخت Hacker ی Ignor تلخی زد و بگريخت Hard بر مهر تو خنديد PC از عشق تو هنگيد .......... رفت در ظلمت شب آن شب و شبهای دگرهم نگرفتی دگر از User آزرده خبر هم نکنی دگر از آن Room گذر هم بی تو اما به چه حالی من از آن Room گذشتم...
نوشته شده توسط احساس پاك در 3:9 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386

کاش آشنایی نبود

اي كاش آشنائيها نبود يا به دنبالش جدائي
                      تو جاده ی سرگذشت که منتهی به عبرته 

    دارم سرابی می بینم که اون سراب عشقمه

 کاشکی که تشنه بودم سراب فقط سیراب بود

  دلم لبریز عشقه ، سراب عشق یه خواب بود

  قدم زدن تو سرنوشت با دو تا پای بسته

   نهایتش شکستنه ، فریاد صدای  خسته

 وقتی که دل رها بشه زبند خصم و نفرت

   میشه به عاشقی رسید حتی تو راه ظلمت

  

نوشته شده توسط احساس پاك در 3:6 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 
 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده