تبليغاتX
محبت یار

سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385

هدیه ایزدی

نوشته شده توسط احساس پاك در 10:39 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385

هدیه به دوست

نوشته شده توسط احساس پاك در 10:13 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385

قمار عشق

نوشته شده توسط احساس پاك در 8:37 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385

زنده یعنی عاشق

 تقدیم به آنان که با عشق زنده اند

هیچ کس ویرانی ام را حس نکرد       وسعت تنهایی ام را حس نکــرد
در میــان خـنــده هـای تـــلـخ مـن       گریه ی پنهانی ام را حس نکـرد
در هجوم لحظه هــای بـی کــسی       درد بی کس ماندنم را حس نکرد
آن که بــا آواز من مانــوس بــود        لحظه ی پایانی ام را حس نکـرد

نوشته شده توسط احساس پاك در 7:34 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385

زبان دوگانه عشق

عشق گلی است که در سرزمين اعتماد ميرويد

Love is like a flower which blossoms with trust

عشق اقيانوس وسيعی است که دو ساحل را به يکديگر پيوند ميدهد

Love is a wide ocean that joins two shores

عشق, فراموش کردن خود در وجود کسی است که هميشه و در همه حال مارا به ياد دارد

Love is totally forgetting yourself to someone that is always remembering you at all times

وقتی هيچ چيز جز عشق نداشته باشيد انوقت خواهيد فهميد که عشق برای همه چيز کافی است

When you have nothing left but love, then for the first time you become aware that love is enough

عشق ساکت است. اما اگر حرف بزند از هر صدايی بلندتر است

Love is something silent but it can be louder than anything when it talks

سئوال هرچه که باشد, پاسخ عشق است

No matter what the question is, love is the answer


نوشته شده توسط احساس پاك در 7:32 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385

بازگشت یار

 

نوشته شده توسط احساس پاك در 7:30 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385

درخشانترین احساس

نوشته شده توسط احساس پاك در 7:29 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385

نوروز

 

نوروزگولي.قارچيچکي.چيخاندا آغ بولوتلار کوينکلرين سيخاندا بيزدن ده بير ياد ائلييه ن ساغ اولسون دردلريميز قوي ديکلسين . داغ اولسون

نوشته شده توسط احساس پاك در 9:28 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385

بوسه تنها تصادفی است که پلیس راه ندارد.........دریای غم تنها دریایی است که ساحل ندارد........قلب تنهاچیزی است که شکستنش صدا ندارد.......عاشقی تنها دردی است که درمان ندارد

نوشته شده توسط احساس پاك در 9:26 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385

عکس

نوشته شده توسط احساس پاك در 10:19 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385

روي
 تخته سنگي نوشته شده بود: اگر جواني عاشق شد چه کند؟ من هم زير آن نوشتم: بايد صبر کند.

براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته ي من کسي نوشته بود: اگر صبر نداشته باشد چه کند؟ من

هم با بي حوصلگي نوشتم: بميرد بهتر است. براي بار سوم که از آنجا عبور مي کردم. انتظار داشتم زير

نوشته من نوشته اي باشد. اما زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم

 

نوشته شده توسط احساس پاك در 10:18 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385

عشق پست به خاک است

Inam Ye Honar
نوشته شده توسط احساس پاك در 10:10 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385

نوشته شده توسط احساس پاك در 10:5 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385

پس به من قول بده که مواظب چشمانم باشي »
نوشته شده توسط احساس پاك در 9:44 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385

 کودکي گفتند : عشق چيست؟ گفت : بازي. به نوجواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : رفيق بازي. به جواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : پول و ثروت. به پيرمردي گفتند : عشق چيست؟ گفت :عمر. به عاشقي گفتند : عشق چيست؟ چيزي نگفت.آهي کشيد و سخت گريست !!!!
نوشته شده توسط احساس پاك در 9:43 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385

نوشته شده توسط احساس پاك در 9:43 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385

عشق یعنی با افق یک دل شدن

           یــا لباسی از شقایق دوختن

                 عشق یعنی با وجود خستگی

                         بر سر پروانهء دل سوختن

عشق یعنی داستــانی نـا تـمــام

        عشق یعنـی کلمه ای بـی انـتـهـا

               عشق یعنی گفتن ازاحساس موج

                      در کــنـار حسـرت پـروانـه ها

عشق یعنـی آه سرخ لالـه هـا

       عشق یعنی حرف پنهان در نگاه

                عشق یعنـی تـرجـمـان یک نـفس

                         عمق سـایـه روشن دشت پگـاه

عشق یعنـی قـصـهء یک آرزو

       عشق یـعـنـی ابـتـدای یک غـروب

                 عشـق یـعـنـی تکـه ای از آسمـان

                        عشق یعنی وصف یک انسان خوب   

نوشته شده توسط احساس پاك در 9:40 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385

سخن نویسنده

نوشتـن بخش خوبی از زندگـی من هست که تمام خواهد شد گاه تمام شدن من . چه در گذشته بروی چرکنویس و دفتر خاطرات و حال وبـلاگ ... گاهی دردمندانه و نومیدانه سر به گریبان بغض آلود تنهائـی فرو میبرم و راوی این درخود شکستن میشوم و گاهی خاطرات خوبی را که حالا تنها خاصیتشان بغـض گلوگیری است که راه نفس کشیدنم را تنگ تر میکند مینـویسم ... این قصه نیز مثل همه قصه ها یه روزی به آخر میرسد ... پس مینویسم که گاه رفتن ارثیه تقسیم نشده ای به نام " ناگفتـه ها " نداشته باشم
نوشته شده توسط احساس پاك در 9:32 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385

از واقعه ای تو را خبر خواهم کرد وان را به دو حرف مختصر خواهم کرد با عشق تو در خاک نهان خواهم شد با مهر تو در سر ز خاک بر خواهم کرد
نوشته شده توسط احساس پاك در 9:27 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385

نوشته شده توسط احساس پاك در 9:25 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385

نگو

نگو بار گران بوديم و رفتيم .. نگو نامهربان بوديم و رفتيم .. آخه اينها دليل محكمي نيست .. بگو با ديگران بوديم و رفتيم
نوشته شده توسط احساس پاك در 9:24 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه نوزدهم اسفند 1385

سراب

سراب

آفتاب است و، بيابان چه فراخ!

نيست در آن نه گياه و نه درخت.

غير آواي غرابان، ديگر

بسته هر بانگي از اين وادي رخت.

 

در پس پرده اي از گرد و غبار

نقطه اي لرزد از دور سياه:

چشم اگر پيش رود، مي بيند

آدمي هست كه مي پويد راه.

 

تنش از خستگي افتاده ز كار.

بر سرو رويش بنشسته غبار.

شده از تشنگي اش خشك گلو.

پاي عريانش مجروح ز خار.

 

هر قدم پيش رود، پاي افق

چشم او بيند دريايي آب.

اندكي راه چو مي پيمايد

مي كند فكر كه مي بيند خواب.

نوشته شده توسط احساس پاك در 9:40 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه نوزدهم اسفند 1385

محبت

اگر تنها ترین تنها شوم باز هم خدا هست. شايد يه کسي شب ها براي اينکه خواب تورو ببينه به خدا التماس ميکنه ، شايد يه کسي به محض ديدن تو دستش يخ ميزنه و تپش قلبش مرتب بيشتر ميشه شايد يه کسي تورو خيلي دوست داره اما مي ترسه بهت بگه شايد يه کسي تمام آرزوهاش فقط توئي شايد يه کسي نمي تونه بي تو زندگي کنه ،شايد يه کسي شب ها به خاطر تو توي درياي اشک مي خوابه ، ولي تو اون رو نمي بيني ومطمئن باش يکي هيچ وقت دوست نداره تورو ازدست بده
نوشته شده توسط احساس پاك در 9:38 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه نوزدهم اسفند 1385

محبت

اگر تنها ترین تنها شوم باز هم خدا هست. شايد يه کسي شب ها براي اينکه خواب تورو ببينه به خدا التماس ميکنه ، شايد يه کسي به محض ديدن تو دستش يخ ميزنه و تپش قلبش مرتب بيشتر ميشه شايد يه کسي تورو خيلي دوست داره اما مي ترسه بهت بگه شايد يه کسي تمام آرزوهاش فقط توئي شايد يه کسي نمي تونه بي تو زندگي کنه ،شايد يه کسي شب ها به خاطر تو توي درياي اشک مي خوابه ، ولي تو اون رو نمي بيني ومطمئن باش يکي هيچ وقت دوست نداره تورو ازدست بده
نوشته شده توسط احساس پاك در 9:37 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه نوزدهم اسفند 1385

محبت

اگر تنها ترین تنها شوم باز هم خدا هست. شايد يه کسي شب ها براي اينکه خواب تورو ببينه به خدا التماس ميکنه ، شايد يه کسي به محض ديدن تو دستش يخ ميزنه و تپش قلبش مرتب بيشتر ميشه شايد يه کسي تورو خيلي دوست داره اما مي ترسه بهت بگه شايد يه کسي تمام آرزوهاش فقط توئي شايد يه کسي نمي تونه بي تو زندگي کنه ،شايد يه کسي شب ها به خاطر تو توي درياي اشک مي خوابه ، ولي تو اون رو نمي بيني ومطمئن باش يکي هيچ وقت دوست نداره تورو ازدست بده
نوشته شده توسط احساس پاك در 9:36 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه پانزدهم اسفند 1385

دوستت دارم

بزرگترين آرزويم اين بود که کوچيکترين آرزوي تو باشم

 

نوشته شده توسط احساس پاك در 11:37 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه پانزدهم اسفند 1385

دلسوختگان

 

نوشته شده توسط احساس پاك در 10:50 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه پانزدهم اسفند 1385

کاش می شد

"کاش"

   

   کاش می شد عشق ها را پر نمود 

                                                                                        

 وز برای عشق چشمی تر نمود

 

کاش می شد در هیاهوی وجود

 

این همه احساس را باور نمود

 

کاش می شد در گذرگاه زمان

 

سرعت ایام را کند نمود

 

کاش می شد در فراق لاله ها

 

لحظه ای بی کس را سر نمود

نوشته شده توسط احساس پاك در 10:47 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه پانزدهم اسفند 1385

آیین محبت


 

تو در هر مرتبه ممتازی ،برای من همین کافیست

                                    قشنگ وساده ،طنازی برای من همین کافیست

نه هرگز بی وفایی دیدهام از تو ،نه بی مهری

                                    نه پایان هر آغازی ،برای من همین کافیست

چه عنوانی از این بهتر ،بهار آرای زیبا رو

                                   که از خوبان رویایی برای من همین کافیست

بیا شوری برانگیز وحکایت ازمی وگل کن

                                 بخوان شعری ،بزن سازی ،برای من همین کافیست 

صمیمانه  به آئین محبت از تو می خواهم

                               مرا با عشق بنوازی ،برای من همین کافیست

نوشته شده توسط احساس پاك در 10:46 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه پانزدهم اسفند 1385

عسل

عشق"                   

عشق یعنی آفتاب دل فروز

 

عشق یعنی یک جهان پرسوز

 

عشق یعنی صاحب یکدل شدن

 

وز برایش مردن ورگل شدن

 

عشق یعنی خلوت تنهایی من

 

عشق یعنی عاشق یک رازشو

 

با تمام غصه ها دمس  از شو

نوشته شده توسط احساس پاك در 10:44 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 
مطالب قدیمی‌تر
 
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده